نشانی

 خانه دوست کجاست ؟

در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد  
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می آرد
 پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور
 و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟

 شعری از:سهراب سپهری

تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری...

 « به تن کن پیرهنی رنگ محبت...اگه خواستی بیایی دیدن من»..

«تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده من... من چرا نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن»

 «افسانه عشق من در میان مردم شهرت یافته ولی آنان نمی دانند که معشوقم کیست!»(مولانا)

 

عشق بی قید و شرطع

روزی پسر غمگین نزد درختی خوشحال رفت و گفت: من پول لازم دارم

درخت گفت: من پول ندارم ولی سیب دارم. اگر می­خواهی می­توانی تمام سیب­های درخت را چیده و به بازار ببری و بفروشی تا پول بدست آوری.


آن وقت پسر تمام سیب­های درخت را چید و برای فروش برد. هنگامی که پسر بزرگ شد، تمام پولهایش را خرج کرد و به نزد درخت بازگشت و گفت می­خواهم یک خانه بسازم ولی پول کافی ندارم که چوب تهیه کنم.

درخت گفت: شاخه­های درخت را قطع کن. آنها را ببر و خانه­ای بساز.

و آن پسر تمام شاخه­های درخت را قطع کرد. آنوقت درخت شاد و خوشحال بود. پسر بعد از چند سال، بدبخت­تر از همیشه برگشت و گفت: می­دانی؟ من از همسر و خانه­ام خسته شده­ام و می­خواهم از آنها دور شوم، اما وسیله­ای برای مسافرت ندارم.

درخت گفت: مرا از ریشه قطع کن و میان مرا خالی کن و روی آب بینداز و برو..

پسر آن درخت را از ریشه قطع کرد و به مسافرت رفت. اما درخت هنوز خوشحال بود.



شما چی دوستان؟آیا حاضرید دوستانتان را شاد کنید؟ آیا حاضرید برای شاد کردن دیگران بها بپردازید؟ آیا پرداخت این بها حد و مرزی دارد؟



مسیح فرمود: بهترین دوست کسی است که جان خود را فدا کند.



آیا شما حاضرید به خاطر خوشبختی و شادی کسی حتی جان خود را فدا کنید. منظورم این نیست که باید این کار رو بکنید. منظور از این پرسش فقط یک چیز بود، آیا کسی را بی قید و شرط دوست دارید؟ چند نفر؟



عیب جامعه این است که همه می­خواهند فرد مهمی باشد ولی هیچکس نمی­خواهد انسان مفیدی باشد.



درختان میوه خود را نمی­خورند،

ابرها باران را نمی­بلعند،

رودها آب خود را نمی­خورند،

چیزی که برگان دارند، همیشه به نفع دیگران است.



اوشو: همه آنچه که جمع کردم برباد رفت و همه آنچه که بخشیدم، مال من ماند. آنچه که بخشیدم هنوز با من است و آنچه که جمع کردم از دست رفت.

در واقع انسان جز آنچه که با دیگران تقسیم می­کند، چیزی ندارد. عشق، پول و مال نیست که بتوان آن را جمع کرد. عشق، عطر و طراوتی است که باید با دیگران تقسیم کرد.

هر چه بیشتر بدست می­آوری، هرچه کمتر می­بخشی، کمتر داری



زیگ زیگلار: محبت، یعنی دوست داشتن مردم، بیش از استحقاق آنها

این دقیقاً کاریه که خدا با ما کرده؟ کدوم از ما می­تونه با جرأت بگه که من لیاقت داشتم که خدا من رو دوست داشته باشه؟

با امید به اینکه آسمون زندگیتون به رنگ یکرنگی عشق باشه

عشق


هر جا هوا هست زندگی هست ...

هر جا زندگی هست هوا هست...

هوا را تنفس کن هوا را به درونت راه بده...

هوا عشق است عشق هوا است ...زندگی عشق است عشق زندگی است ...

عشق را با جانت آشنا کن ...آن را تنفس کن مثل هوا ...

عشق مثل هوا دیده نمیشه ولی هست نمیگه کی میاد ولی میاد ...

عشق مثل خون تازه ای هست که زندگی بخش روح وجان است...

از شبنم عشق خاک آدم گل شد    صد فتنه وشور در جهان حاصل شد

سرنشتر عشق بر رگ روح زدند      یک قطره فروچکید و نامش دل شد...

نوش

عشق یعنی

love is the one thing that still stands when all else has fallen

عشق آن چیزی است که بر پا می ماند زمانی که همه چیز افتاده است .

               love is something silent 

 but it can be louder than anything when it talks

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر خواهد بود.

love is afraid of losing you

عشق یعنی ترس از دست دادن تو.

رسم عاشقی




عاشق آن نیست که تنها به سخن مدعی مجنون شد
کنج تنهایی و عزلت بگرفت و دل و چشمش خون شد

عاشقی رسـم صبوری و تلاش است بـه امـیـد وصـال
آنکه تـا میکـده رنـج سـفـر انـدوخـت لبش میگون شد



شاعر:
" سید امیر حسین مولانا "

" عشق من و تو "

عشق لیلی و مجنون ...

عشق شیرین و فرهاد ...

عشق بیژن و منیژه ....

عشق من و تو ...

آره عزيزم ...

برات شدم مثه مجنون ...

مثه شيرين ...

مثه بيژن ...

ميدونم برات خيلي كمم ...

ميدونم لياقتت بيشتر از منه ...

ولي ...                       

به خداي عاشقا قسم ...

تويي همه هستي من ...

تويي دليل زنده بودنم ...

تويي دليل نفس كشيدنم ...

ميخوام عشقتو تو كوچه ها جار بزنم ...

ميخوام بگم چقد دوست دارم ...

ميخوام بگم عاشقتم ...

تو هم بگو ...

بگو كه ...

بگو كه دوسم داري ...

بگو كه ....

بگو كه عشقه من و تو مقدســــــــــــــــــــــــه 

نه مستي ... نه هوسه ...

بگو تو هم دوسم داري ...