عشق رفته است

دل چه کنی ناله دگر رفته است
عمر ِتو دیگر به هدر رفته است
نا له ی شبگیر چه کنی ای دلم
یار ِتو از وقت سحر رفته است
جای ِ تو باشم دل از او می کِنم
چون که به دلدار ِدگر رفته است
غصه نده بر خودت ای مرغ من
وقت غم و سوز ِجگر رفته است
ناله کنی یا نکنی دل چه سود؟
بخت ِ تو با بخت ِ دگر رفته است
هر چه بنالی دگر او با تو نیست
ناله و سوزت چه ثمر؟ رفته است
بال ِ پرستوی ِ وجودت شکست
چون که دگرعشق به سفر رفته است

+ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۴۴ ق.ظ توسط مسلم
|
سلام:به وب سایت تو عشق من خوش امدید.....