چقدر خوبه گرفتار تو بودن
همیشه فکر دیدار تو بودن

چقدر خوبه پریدن از بلندی
گرفتارجواهر های هندی

عجب رسم تمیزی داره دنیا
هنوز درگیر و داره یار دنیا

چقدر باید گذشت از مهربونی
از این گنداب فصل زندگونی

چرا باید نفهمه من اسیرم
برای دیدنش دارم میمیرم

چرا باید بمونه پشت دیوار
نبینم دستشو حتی به یک بار

چرا ما از قمر فرمان می گیریم
برا خورشید حتی ما نمیریم

گناه مردم عیاش این بود؟
گرفتاری این اوباش این بود ؟

چرا باید بپوشم رخت جنگی
برم دیدار این تندیس سنگی

چقدر خوبه بهت اظهار کردن
همین عشق کم انبار کردن

بیا با هم من و تو ما بمونیم
جدا از حیله دنیا بخونیم
 
شعری از: علی پاشایی