نمی گویم که شادم کن

نمی گویم که شادم کن
ولی گویم رهایم کن
از این درد جدا ماندن
عزیز من جدایم کن
نمی دانی چه سخت باشد
ندیدن روی زیبایت
چگونه من به تو گویم
تو یک لحظه صدایم کن
تو را دیدم که می خندی
ولیکن با کسی دیگر
همین است عشق پاک تو
تو شرم از ناله هایم کن
تو عشق پاک من دیدی
ولی بادیگران بودی
چگونه من به تو گویم
نظر بر گریه هایم کن
چه شیرین بود آن روزی
که میگفتی(شب افروزا)
ز تو خواهش کنم هر شب
به میخانه دعایم
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۶ ب.ظ توسط مسلم
|

سلام:به وب سایت تو عشق من خوش امدید.....